جعفر شهرى باف
148
طهران قديم ( فارسى )
قحطىها قحطىهاى اشاره شده بلاهاى آسمانى و غضب و قهر الهى نبود كه گريبانگير مردم اين مرز و بوم شده باشد بلكه غالبا تصنعى و ساختگى مالكان و اربابان نفوذ و قدرت دهدار بود كه با مختصر بهانه بوجود مىآوردند ؛ مثلا در ورامين خشكسالى شده در آن خطه برف و باران كم باريده يا كوههاى شمالى تهران در زمستان كمتر سفيد شده بود و همين امور كافى بود كه سال را سال خشكسالى اعلام كرده و غله را مالكان در هر جا جمعآورى و خريده انبار نموده قحطى درست بكنند . در هر چند سال يك بار سالى يا دو سالى قحطى و تنگى ارزاق بميان آمده نانواييها بىآرد مانده پختها از سه نوبت به دو نوبت و يك نوبت و تعطيل كامل انجاميده مردم در مضيقه و تنگنا قرار مىگرفتند تا آنجا كه گاهى در اين قحطىها تا يك سوم و نيمى از جمعيت بدمار هلاكت مىافتادند ! در ميان قحطىها قحطى سال هزار و سيصد و سى و پنج و شش قمرى بود كه نگارنده كودكى چهار پنج ساله و شاهد بعضى از وقايع آن بوده مطالبى دربارهاش استماع ميكردم . در اين قحطى كار مردم به خوردن مردار و خون و مانند آن رسيده گوشت خر و اسب و قاطر و سگ و گربه از بهترين مأكول بشمار آمده ، پوست خيك و كوبيدهء استخوان و خيساندهء برگ خشك در زمرهء مائدهها به حساب مىآمد تا آنجا كه گوشت بدن اموات و اجساد مردگان و بدن اطفال خود مىخوردند . در همين قحطى نيز بود كه نيمى از جمعيت پايتخت از گرسنگى تلف شده اجساد گرسنگان در گوشه و كنار كوچه و بازار هيزموار بر روى هم انباشته شده كفن و دفن آنها ميسر نمىگرديد و قيمت گندم از خروارى چهار تومان به چهارصد تومان و جو از صد من دو تومان به دويست تومان رسيده هنوز دارندگان و محتكران آنها حاضر به فروش نميشدند . شايع بود كه زيادتر غلات را درباريها و پيوستگان به دربار و علماى منتسب انبار كرده به اين قيمتها رسانيدهاند و همينها نيز ميباشند تا براى گرانتر فروختن اجناس خويش ، ناامنى راهها را هم فراهم كرده مانع ورود هر بار